سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
271
تاريخ ايران ( فارسى )
نبرد جاسك 1620 ميلادى ايامى كه كونوك در ايران توقف داشت يكدسته از سفائن پرتغال با سازوبرگ از هرمز به طرف جاسك در تفحص كشتى جمز كه خوشبختانه بسورت برگشته بود مسافرت كرد . در سال 1618 ميلادى دوباره انگليسىها تصميم گرفتند تجارت با ايران را ادامه دهند ، بنابرين تمام نيروى دريائى را كه در سورت جمع شده بود بسوى جاسك روانه نمودند و در آنجا ديدند كه پرتغاليها براى جلوگيرى آنها آماده ميباشند . زدوخورد مختصرى بين آنها بوقوع پيوست و بالاخره وقتى انگليسها ملتفت شدند كه دشمنان آنها مايل به حمله نيستند بسوى پرتغاليها هجوم برده و نبرد تاريخى در مشرق جاسك در 28 دسامبر 1620 بوقوع پيوست . كشىهاى انگليسى مركب بود از كشتى « لندن » « گوزن نر » « رابوك » « 1 » « عقاب » در صورتى كه نيروى دريائى پرتغاليان دو نبرد ناو از نوع « پورتينگال گاليون « 2 » » كه از لندن هم بزرگتر بود و بعلاوه دو نبرد ناو از نوع « فلمش « 3 » » كه يكى مساوى گوزن و ديگرى كوچكتر از رابوك و عقاب بود « 4 » . در اينجا وقايعنگار بيانش را چنين ادامه ميدهد . « در حدود ساعت 9 صبح خداوند باد شرقى تندى فرستاد ، بادبان كشتىهاى ما پرباد گشتند و همه چيز براى جنگ آماده شد . كشتى لندن و كشتى هارت يعنى گوزن نر بالاى قسمت توپخانهء كشتى آنها بفاصله يك زنجير و نيم لنگر انداختند و بدين ترتيب سنگينترين بار رزم روز دوم را تحمل كردند ، زيرا هنوز از لنگراندازى فارغ نشده بودند كه باد آرام گرفت و تمام روز همانطور ماند ، بقسمى كه كشتى « رابوك » و كشتى « عقاب » كه در عقب كشتى « گوزن » بودند و براى لنگر انداختن جلوى كشتى درياسالار پرتغال و معاون وى به طرف ساحل حركت ميكردند با وجود تمام كوششها نتوانستند مسافت يكساعت و نيم راه را بهپيمايند و خدمتى انجام دهند و بمحض اينكه ما در حدود مركز فرماندهى خودمان نسبت به آنان قرار گرفتيم . ( در اين هنگام كمترين نسيمى نمىوزيد و جريان هم بر ضد ما بود ) مجبور شديم لنگر بياندازيم يا دور تر برويم ولى شليك توپخانهها كه يك دفعه از تمام
--> ( 1 ) - Rabuche . ( 2 ) - Pertingall gallions ( 3 ) - Flemish ( 4 ) - كتاب مراكز نمايندگى تجارتى انگليس در هند 21 - 1618 صفحات 123 و 224 . ( مؤلف )